خلاصه ای از زندگینامه «ولفگانگ آمادئوس موتسارت»

 

 

 

 موسیقی نو: «ولفگانگ آمادئوس موتسارت» به سال ۱۷۵۶ در شهر «سالزبروگ» اتریش به دنیا آمد. پدرش آهنگساز و ویولونیست معروفی در دربار اسقف به شمار می رفت. زمانیکه متوجه استعداد ذاتی فرزندش در موسیقی شد، تمام وقت خود را معطوف به آموزش او ساخت.

موتسارت را بدون هیچگونه تردیدی یکی از نوابغ مسلم دنیای موسیقی می توان برشمرد. آهنگسازی را از سه سالگی آغاز کرد و در پنج سالگی لقب «کودک نابغه» به او داده شد. در هفت سالگی اولین سمفونی و در دوازده سالگی اولین اپرای خود را نوشت. از سال ۱۷۶۳ زمانیکه بسیار جوان بود همراه با پدرش در کشورهای مختلف شروع به اجرا کرد.

از اتفاقات جالب دوران حرفه ایی این هنرمند جوان می توان به زمانی که در ایتالیا بود اشاره کرد. در ایتالیا آهنگ ۱۲ دقیقه‌ای «میزره» اثر «گرگوریو آلِگری» را برای اولین بار شنید. آهنگی که در آن روزگار مورد توجه و حمایت کلیسا قرار داشت. پس از بازگشت به زادگاهش سالزبورگ، تمامی نت های آن آهنگ را که حفظ کرده بود تماما نوشت و اولین کیی غیرقانونی این آهنگ را اجرا کرد.

موتسارت در طول سالهای ۱۷۷۴ تا ۱۷۷۷ به عنوان رهبر اکستر اسقف مشغول به کار بود. در طول دوران حرفه ایی اش با آهنگسازان بزرگی آشنا شد که از میان آنها می توان به «یوهان کریستین باخ» اشاره کرد که بعدها تبدیل به یکی از بهترین دوستان او شد به طوریکه عمق این دوستی در تعدادی از کارهای بعدیش تاثیر گذار بود.

در طول دوران زندگی خود همواره آرزو داشت در کنار شغل آزادش یک شغل دائمی نیز پیدا کند که هیچگاه این آرزو برآورده نگردید. از شاهکارهای ناتمام او می توان به «مَس» در «دی مینور» اشاره کرد که هرگز کامل نشد(بعدها به درخواست همسر او یکی از شاگردانش این اثر را کامل کرد).

در سال ۱۷۸۴ به عضویت «فراماسونها» درآمد. در آخرین اپرایش بنام «فلوت سحرآمیز» بعضی از مراسم فراماسونری را در آن گنجاند. در مدت زمان حیاتش بیش از ششصد قطعه موسیقی برای اپرا, سمفونی, کنسرتو, مجلسی, سونات (قطعه موسیقیایی است که معمولا برای یک یا دو ساز نوشته می شود و در بیش از یک موومان اجرا میگردد) , سرناد و گروه کُر از خود باقی گذاشت که همگی آنها از شاهکارهای موسیقی به شمار می روند.

موتسارت در پنجم دسامبر سال ۱۷۹۱ درگذشت. در خصوص علت مرگ و حتی مکان خاکسپاری او هیچگونه اطلاع دقیقی در دست نیست.

زندگیش به لحاظ مالی دستخوش فراز و نشیب های بسیاری بوده است به طوریکه زمانی ثروتمند بوده , اما به علت ولخرجی هایش معمولا از دیگران درخواست کمک مالی می کرد که در نتیجه در اکثر مواقع مشکلات مالی شدیدی را متحمل می شد. این موضوع به گونه ایی بود که در زمان مرگش او را در یک قبر گم نام مخصوص تهیدستان به خاک سپردند. محل دقیقی که به خاک سپرده شده است تا به امروز مشخص نیست. در سال ۲۰۰۵ تحقیقات پزشکی که بر روی جمجمه ایی که حدس زده می شد متعلق به وی است نتوانست این موضوع را ثابت کند که آیا این جمجمه متعلق به وی هست یا خیر.